درتعریف صنایع دستی آمده است؛آنچه که با دست تولید شود یا به عبارتی ۹۰٪ دست در تولید آن نقش داشته و برگرفته از فکر و ذهن خلاق سازنده اثر باشد که با تولید این دست ساخته اهدافی را دنبال میکند که استفاده از مواداولیه؛ابزار ونوع کاربرد آن عنوان دست ساز را مشخص میکند؛چرا این بحث ومطلب را شروع کردم بخاطر اینکه بگویم چرا برای یک اثر دست سازعنوان هنر- صنعت را بکار میبریم.
برای روشن شدن مثالی میاورم؛درگوشه ایی از این سرزمین مهد هنر وصنعت شهری داریم که جارو تولید میکنند که دستسازاست؛این هنرست یا صنعت؟
حال در گوشه ایی دیگر در همین کشور دستبافته ایی تولید میشود که گویای طرح ونقش وچه بسا بازگو کننده عقاید؛فرهنگ؛پیشنه وسلایق وحتی وضعیت اقلیمی آن منطقه را نمایش میدهد؛ این هنرست یا صنعت؟
این مقدمه را گفتم که خدمت مخاطبین وهنر دوستان عرض کنم که اولا بین هنر وصنعت تفکیک قائل بشیم واگر یک کار دست سازرا دیدیم قیمت بالایی دارد علت را جویا بشیم وبالعکس اگر یک کار دست ساز با قیمت پائین دیدیم آن را با کار هنری قیاس نکنیم.ضمن احترامی که برای هر دوقشر قائلم.
دوما اعتقادی که همیشه داشته ودارم بدانیم که در تولید هنر ما تکرار نداریم و نمیتوان دو کار را دقیقا مشابه هم تولید کرد؛آنکه تکرار وتولید انبوه دارد صنعت است ویا به عبارتی یک کار دست ساز تجاری.
درعین حال یک اثر تولیدی چه صنعتی باشد وچه هنری نیاز به حمایت بنده وشما دارد تا علاوه براینکه تولید کننده وهنرمند انگیزه پیداکنند؛ بنده و شما نیز در جهت حفظ و بقای آن نیز کوشیده ایم.فرهمندیان